تبليغاتX
نواندیش شرق



+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت توسط رضا خانی |



بر هر چه همی لرزی می‌دان که همان ارزی


زين روی دل عاشق از عرش فزون باشد.

+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت توسط رضا خانی |



مرا دردي است اندر دل اگر گويم زبان سوزد

 

وگر پنهان سازم ترسم كه مغز استخوان سوزد

+ نوشته شده در شنبه یازدهم مهر 1388ساعت توسط رضا خانی |



براي كسي كه معلوم نيست به

  كدام

 مقصد حركت مي كند بادموافق

 معني ندارد

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت توسط رضا خانی |



 
خداوند بي‌نهايت است و لامكان و بي زمان

اما به قدر فهم تو كوچك مي‌شود
و به قدر نياز تو فرود مي‌آيد، و به قدر آرزوي تو گسترده مي‌شود،
و به قدر ايمان تو كارگشا مي‌شود،
و به قدر نخ پير زنان دوزنده باريك مي‌شود،
و به قدر دل اميدواران گرم مي‌شود...

پــدر مي‌شود يتيمان را و مادر.
برادر مي‌شود محتاجان برادري را.
همسر مي‌شود بي همسر ماندگان را.
طفل مي‌شود عقيمان را.
اميد مي‌شود نااميدان را.
راه مي‌شود گم‌گشتگان را.
نور مي‌شود در تاريكي ماندگان را.
شمشير مي‌شود رزمندگان را.
عصا مي‌شود پيران را.
عشق مي‌شود محتاجانِ به عشق را...

خداوند همه چيز مي‌شود همه كس را.
به شرط اعتقاد؛ به شرط پاكي دل؛ به شرط طهارت روح؛ به شرط پرهيز از معامله با ابليس.

بشوييد قلب‌هايتان را از هر احساس ناروا!
و مغزهايتان را از هر انديشه خلاف،
و زبان‌هايتان را از هر گفتار ِناپاك،
و دست‌هايتان را از هر آلودگي در بازار...
و بپرهيزيد از ناجوانمردي‌ها، ناراستي‌ها، نامردمي‌ها!

چنين كنيد تا ببينيد كه خداوند،
چگونه بر سفره‌ي شما، با كاسه‌يي خوراك و تكه‌اي نان مي‌نشيند،
و بر بند تاب، با كودكانتان تاب مي‌خورد،
و در دكان شما كفه‌هاي ترازويتان را ميزان مي‌كند
و در كوچه‌هاي خلوت شب با شما آواز مي‌خواند...

مگر از زندگي چه مي‌خواهيد،
كه در خدايي خدا يافت نمي‌شود، كه به شيطان پناه مي‌بريد؟
كه در عشق يافت نمي‌شود، كه به نفرت پناه مي‌بريد؟
كه در سلامت يافت نمي‌شود كه به خلاف پناه مي‌بريد؟

قلب‌هايتان را از حقارت كينه تهي كنيد و با عظمت عشق پر كنيد.
زيرا كه عشق چون عقاب است. بالا مي‌پرد و دور... بي اعتنا به حقيران ِ در روح.
كينه چون لاشخور و كركس است. كوتاه مي‌پرد و سنگين. جز مردار به هيچ چيز نمي‌انديشد.

بـراي عاشق، ناب ترين، شور است و زندگي و نشاط.
براي لاشخور، خوبترين، جسدي ست متلاشي ...

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت توسط رضا خانی |



 

چه زیبا قد می کشم با قد قامت الصلاة عشق تو و سبز می شود ثانیه هایم در تبسم نگاه مهربانت.

فرشتگان بال در بال، پیشانی زمین را متبرک می کنند و سکوت آسمان پر از زمزمه ی ربناست.

چـه زیبـاست سجـده بـر حریم مـهربانی دوست و چـه بـا شکوه است میهمانی سـفره برکـت آسمانی ات.

دلهایمان را از غبار تیرگی رُسته ایم و به عشق تو آراسته ایم باشد که عنایتی کنی و قدم در آن نهی که می دانم

 رمضان فرصت دوباره دوستی هاست.

دوستی من با تو ای خدای مهربان

+ نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت توسط رضا خانی |



يک روز کارمند پستي که به نامه هايي که آدرس نامعلوم دارند رسيدگي مي کرد، متوجه نامه اي شد که روي پاکت آن با خطي لرزان نوشته شده بود نامه اي به خدا . با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند. در نامه اين طور نوشته شده بود خداي عزيزم بيوه زني 83 ساله هستم که زندگي ام با حقوق نا چيز باز نشستگي مي گذرد. ديروز يک نفر کيف مرا که صد دلار در آن بود دزديد. اين تمام پولي بود که تا پايان ماه بايد خرج مي کردم. يکشنبه هفته ديگر عيد است و من دو نفر از دوستانم را براي شام دعوت کرده ام. اما بدون آن پول چيزي نمي توانم بخرم . ? هيچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگيرم. تو اي خداي مهربان تنها اميد من هستي به من کمک کن. کارمند اداره پست خيلي تحت تاثير قرار گرفت و نامه را به ساير همکارانش نشان داد. نتيجه اين شد که همه آنها جيب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاري روي ميز گذاشتند. در پايان 96 دلار جمع شد و براي پيرزن فرستادند. همه کارمندان اداره پست از اينکه توانسته بودند کار خوبي انجام دهند خوشحال بودند.
عيد به پايان رسيدو چند روزي از اين ماجرا گذشت. تا اين که نامه ديگري از آن پيرزن به اداره پست رسيد که روي آن نوشته شده بود نامه اي به خدا. همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند. مضمون نامه چنين بود خداي عزيزم. چگونه مي توانم از کاري که برايم انجام دادي تشکر کنم. با لطف تو توانستم شامي عالي براي دوستانم مهيا کرده و روز خوبي را با هم بگذرانيم. من به آنها گفتم که چه هديه خوبي برايم ? فرستادي البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آن را برداشته اند .



+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت توسط رضا خانی |